عروس شهادت

 

عروس شهادت

ما به پیش مى تازیم تا عروس شهادت را در آغوش بگیریم نه به امید آن که پیروز شویم. ما مبارزه مى کنیم تا در قربان گاه عشق، عالى ترین تجلى فداکارى و پرستش را عملاً نشان دهیم نهآن که دستاوردهاى مادى حیات، ما را فریفته باشد...

 
عارف شهید، مصطفی چمران

 

عروست را چه عاشقانه در آغوش گرفتی...

 ...

از من انتظار نداشته باشید که مانند سایرین، پیش از این نام بزرگ، صفت حقیر "دکتر" را بکار ببرم... حتی اگر هزار بار دیگر هم برایم "تعریف" کنند که چمران، جزو معدود دانشمندان دنیا در آن دوره بود که از دانشگاه برکلی کالیفرنیا، دکترای فیزیک پلاسما داشت و از سوی ناسا ...

ازنظر من، چمران کسی بود که "دنیا" را ندید و عشق بازی اش با خدا را ، با غلتیدن بر خاک سرخ دهلاویه "تمام" کرد...

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

بگذریم...

یک راست میرم سر اصل مطلب ! من یه درد بدی دارم که خیلی باعث درد کشیدنم میشه...! اونم اینکه نمی تونم با کسی درددل کنم... درواقع کسی رو تا حالا واسه این کار پیدا نکردم... کسی که بتونه در مشکلات، روحم رو در آغوش بگیره، دردم رو لمس کنه و کودک خسته وجودم رو نوازش کنه...

کودک خسته و آرام وجودم ...

مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده       ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی بینم

قناعت میکنم با درد چون درمان نمی یابم       تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمی بینم

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

تعطیلات بین دو ترم امسال، فرصت خوبی بود تا به خیلی از کارهای مورد علاقه ام که در طول ترم  فرصت انجام دادنش رو ندارم، بپردازم... روزهای اولبود که خیلی اتفاقی، کتاب ادبیات اول دبیرستان به دستم رسید ... ناخودآگاه به یاد دوران تحصیل خودم افتادم و خاطره کلاسهای ادبیات_شیرین ترین ساعتهای دوران دبیرستان_ برام زنده شد... یکی از اشعار زیبای کتاب رو زیر لب زمزمه کردم... همونی که پدر مجنون قصد داشت پسرش رو برای شفا پیدا کردن و رهایی از عشق لیلی(!) به کعبه ببره و زمانی که به اونجا رسیدن، مجنون کعبه رو در آغوش می گیره و میگه :

یارب، به خدایی خداییت                      و آنگه به کمال پادشاهیت

از عشق به غایتی رسانم                    کاو ماند اگر چه من نمانم

گر چه ز شراب عشق مستم          عاشق تر ازین کنم که هستم

یا رب تو مرا به روی لیلی                      هر لحظه بده زیاده میلی

از عمر من آنچه هست بر جای             بستان و به عمر لیلی افزای !!

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

در این تعطیلات علاوه بر خوندن دو سه رمان از مصطفی مستور، به سراغ آرشیو فیلمهای کامپیوترم رفتم و فیلمهای زیبا وبعضا قدیمی مثل "لیلا"(مهرجویی) ، "باران"(مجیدی) ، "اعتراض"(کیمیایی) و "لاک پشت ها پرواز میکنند"(قبادی) رو دوباره دیدم... البته این آخری رو چون با گویش کردی هست، باید با زیرنویس دید!  فیلم "سلطان" کیمیایی رو هم ( که 11 سال پیش در اولین تجربه سینمایی ام، در سینما فرهنگ دیده بودم) به لیست بالا اضافه کنید... همچنین شاهکارهای پر از درد حاتمی کیا، یعنی "بوی پیراهن یوسف" و "از کرخه تا راین" که در مقابل بعضی صحنه هاش، نمیشه مقاومت کرد ...

نمیدونم چرا در روزهای اخیر اینقدر نوستالژی خونم بالا رفته !

مسخره نکنید ها ! ولی باید اعتراف کنم که علاوه بر موارد بالا ، فیلمهای"دزد عروسکها"و "کلاه قرمزی و پسرخاله" (!) رو هم که سالها قبل، همراه خانم مربی دوست داشتنی مهدکودکمون (یا شاید هم خانم معلم مهربون اول و دوم دبستان !) دیده بودم، دوباره دیدم !!!

{میتونید با کلیک کردن روی اسم هر فیلم، دو سه دقیقه از اونو ببینید... یا همه ی 9 قطعه فیلم رو یکجا "دانلود" کنید}

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

چند روز قبل، گذرم به یه سایت شیعی خورد که حدیث جالبی راجع به عقش (!) نوشته بود... متن اون عبارات رو همراه با ترجمه فارسی و بدون هیچ دلیلی(!) اینجا میذارم : (خواهشا برداشت بد نکنید ..! متاسفانه باید بگم که تا دو سه سال آینده، خبری نیست !)

" إن السبب الأساس للعشق الباطل هو الفراغ القلبی والبطالة... والقلب فی کل حال یحتاج إلى ما یتعلق به لضرورة فی طبیعته، فإذا لم یملأ فراغه بالحق، فلا بد من الملىء بالباطل... وخیر ما یصور هذه الحالة من الخواء الباطنی الذی یؤول إلى عشق الفانیات... هو قول الصادق (ع) :

تلک قلوب خلت من محبة الله ، فأذاقها الله حلاوة غیره ...

"دل را خدا اینگونه آفریده که در همه حال نیازمند به تعلق و عشق ورزیدن است... اگر عشق حقیقی را به او ندهی چاره ای نخواهد داشت جز اینکه دنبال تعلقات باطل برود و به آنها وابسته شود ... امام صادق می فرماید: آن قلب هایی که از محبت خدا خالی گردد خدا شیرینی محبت دیگران را به آنها می چشاند "

...

پی نوشت اول : غیرفعال بودن نظرات، آرامش و تمرکز خوبی حین نوشتن بهم میده...

پی نوشت دوم : من "مجبورم" تا اطلاع ثانوی در قبال بعضی از مسائل ، روزه بگیرم ...  روزه سکوت ! همین !!!

 

/ 0 نظر / 13 بازدید