پاییز را دوست دارم ، به خاطر انار...

 

پاییز را دوست دارم ، به خاطر انار...

 

قطار می‌رود... تو می‌روی... تمام ایستگاه می‌رود...

و من چقدر ساده‌ام ،

 که سال‌های سال... در انتظار تو... کنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام...

و همچنان... به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام...

.

.

.

و قاف، حرف آخر عشق است... آنجا که نام کوچک من آغاز می شود...

نامت کوچک نبود...

قیصر

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

پاییز را دوست دارم...به خاطر انار...با آن تاج زیبا و یاقوت های سرخ که آنرا را لایق پادشاهی در بهشت میوه ها کرده است...

انار را دوست دارم...به خاطر پاییز...با آن نسیم روح نواز و برگریزان شاعرانه اش که به ما دلمردگان، امید دوباره می بخشد...

 _-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

در این چند ماه، با این فضای کثیف و مسموم و پر از دروغ و تهمت و تزویر، نفس کشیدن هم سخت شده...

نمیتونم تصور کنم شهدا با دیدن وضعیت اسفناک ما در این چند ماه، چه احساسی دارند...

 فاطمه... فاطمه... فاطمه...

گفتنی زیاد است ولی...

.

.

حال خوشی نیست...

دلم را خوش کرده ام به آرشیو فیلم و عکس و شعر و عشق و رمان...

و البته پاییز...

و صدالبته انار !

.

.

فعلا با اینها زنده ام...

/ 0 نظر / 109 بازدید