به خدا زیادمان است

به خدا زیادمان است ...

علی ... علی ... علی ... به خدا قسم که فاصله میان بزرگی تو و کوچکی امثال من را فقط خالقت می داند و بس ... خالقی که هر دوی ما را از یک گل آفرید و به یک اندازه از روح خود در آن دمید ، ولی ...

 

بگذریم ... قیاس میان من و تو ، بی شک قیاسی مع الفارق است ... قیاسی است میان یک زمینی جامانده از قافله با یک آسمانی بلند مرتبه که مقام و منزلتش ، موجب اضافه شدن «حسادت» به صفات عرشیان الهی گشته است ...!

 

آخر این چه قیاسی است میان تویی که با سکوت خود سخن می گویی و منی که در منجلاب سخن پراکنی های گاه و بیگاهم غوطه ورم ... تویی که با خفتن در بستر پیامبر ، داوطلبانه به استقبال مرگ میروی و منی که حتی از یاد مرگ هراسانم ... تویی که به خاطر حفظ اسلام ، سیلی خوردن «همسرت» را به نظاره نشستی و دم بر نیاوردی و منی که شاید از یک خراش کوچک در راه دینم ، گریزان باشم ...

 

زیاد است ... به خدازیاد است ... صفت «شیعه» را می گویم برای امثال من ... ما حداکثر محب و دوستدار علی باشیم ... البته نه ! این هم زیادمان است ... مگر محب علی روز و شبش را با گناه می گذراند ؟!... مگر محب علی ، قلب مولایش را با نگاه به نامحرم به درد می آورد ؟!... مگر محب علی ، دل زهرایش را با پوشش های آنچنانی خون می کند ؟!...

 

باز هم بگذریم...یادت می آید که به زیارتت آمدم ؟! همان روزی که دیروزش ، مهمان اربعین دردانه ات بودم و فردایش ، خاک سر در خانه ات در کوفه را سرمه چشمانم کردم ... یادت آمد ؟!... من همانی هستم که بهت زده کنار چاه غمهایت ، نظاره گر مردمانی بودم که جاهلانه مشغول نوشیدن آبش بودند غافل از این حقیقت که هر قطره از آنچه می نوشند ، حکم آب مقدس مسیح را برای ما مردگان زنده نما دارد ، چرا که به خون دیدگان تو در فراق زهرایت متبرک است ...

نمی دانم چرا یاد کردن خانه ی علی در کوفه ، دلم را میلرزاند و اشکم را جاری ... شاید دلیلش ، یکی از اتاقهای این خانه باشد ... همان اتاقی که در وسطش ، یک برآمدگی بزرگ و مسطح وجود دارد و بالای آن ، تابلویی که روی آن به عربی نوشته اند : «محل غسل علی» ... همان اتاقی که یک طرفش ، محل نشستن حسن بود و آن طرفش حسین ... همان اتاقی که بدجوری بوی فاطمه میداد ... فاطمه ای که هیچگاه به آن خانه نیامد ...

هجدهم رمضان هزار و چهارصد و بیست و هفت هجری قمری، مصادف با شب قدر علی...

 

/ 22 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام . هنوز آپدیت نکردین که کس نمیداند ز من جز اندکی وز هزاران جرم و بدفعلی یکی من همی آن دانم و ستار من جرم ها و زشتی کردار من هر چه کردم جمله ناکرده گرفت طاعت ناورده آورده گرفت نام من در نامه ی پاکان نوشت دوزخی بودم ببخشیدم بهشت عفو کرد آن جملگی جرم و گناه شد سفیدم نامه و روی سیاه آه کردم چون رسن شد آه من گشت آویزان اندر چاه من آن رسن بگرفتم و بیرون شدم شاد زفت و فربه و عریون شدم در بن چاهی همی بودم نگون در دو عالم نمی‌گنجم کنون آفرین ها بر تو بادا ای خدا ناگهان کردی مرا از غم جدا گر سر هر موی من گردد زبان شکر های تو نیاید در بیان

سلمان

سلام اخوای بازم رفتی تو غيبت صغری ... خوش به حالت رفتی کوفه .

منتظر

سلام ايميلم به دستتون رسيد؟!؟!؟ قالب رو ميل زدم! خدا رحم کنه که اين غيبت معلوم نيست چند سال طول ميکشه!!!! التماس دعا....يا علی....

ياس

بايد فاطمه بود تا علی را شناخت شما هم که دست کمی از من نداريد!!!!!

مريم

سلام شما ازاون موقع تاحالا آپ نکردين

مركز فرهنگي شهيد آويني

*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•. .•*. .•*..*•. .•* (¸.•´ (¸.•` *اللهم عجل لوليك الفرج¸.•*´¨) ¸.•*¨) •¤**¤•.•¤**¤•.•¤**¤•.•¤**¤•. •¤**¤.•¤**¤•.•¤ با عرض سلام و ادب زيبا نوشته ايد ...... حضرت علي عليه السلام فرمودنده اند : مؤمن همواره به ياد خداست، بسيار در انديشه است، بر نعمتهاى الهى سپاسگزار و در گرفتاريها شكيباست ............منتظر حضور سبز شما هستيم . *´¨) ¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨) (¸.•´ (¸.•` *(¸.•´ (¸.•` *(¸.•´ (¸.•` * شادي روح شهداي اسلام فاتحه مع الصلوات كربلاي جبهه ها يادش بخير دوكوهه السلام اي خانه عشق سلام ما به تو مي خانه عشق *´¨) ¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨) ¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨) (¸.•´ (¸.•` *

مركز فرهنگي شهيد آويني

*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•. .•*. .•*..*•. .•* (¸.•´ یا اميرالمومنين روحي فداك ¸.•*¨) •¤**¤•.•¤**¤•.•¤**¤•.•¤**¤•. •¤**¤.•¤**¤•.•¤ با عرض سلام و ادب زيبا نوشته ايد ...... نور ولايت، نورى است‏سرمدى كه از روز ازل همراه با نور رسالت، آسمانها وزمين و تمام افلاك را روشن كرد و فروغ جاودانه‏اش شعاع و تابش را به سايه‏اى گسترده، فراتر از فلك الافلاك و جهان عالم وجود تبديل نمود كه نسيم عليل دلنوازش عاشقان و محبان ولايت را جملگى فراگرفت . زهى سعادت و خوشبختى! در سايه اين محراب هميشه سبز است كه سرمستان باده ولايت از خم عشق محمد و على پياله گواراى ماءالحياة و آب زندگانى را نوشيده‏اند تا پيوسته سيراب و در امان باشند . . تشنگى هرگز قلبى را كه ولايت آل محمد در آن نهفته است نمى‏خشكاند و سراسيمگى در كوبنده‏ترين و سهمگين‏ترين امواج بلا و طوفان حوادث او را كه مسلح به سلاح ولايت است از پاى در نمى‏آورد . ولايت دلنوازترين و شادمانه‏ترين نغمه‏اى است كه فرشتگان در جهان علوى آن را مى‏نوازند پيش از آن كه بندگان شايسته خداى بر روى زمين آن ترانه‏هاى دلنشين را تكرار نمايند . ولايت، مجسمه جاودانگى و الگوى

مسافر

سلام......اينجا که هنوز بروز نشده......بروزم......خوشحال ميشم سر بزنين.......موفق باشيد..التماس دعا.......ياعلی./.

!!!

سه ماهه اينجا آپديت نشده ... قصد نداري مطلب بنويسی آقای بلاگر ؟؟؟؟